بدون عنوان
سلام عزیزم امروز ١٦دی ماهه والنای من ٨ماهو نیمشه بعذ از یه مدتی اومدم وبلاگت رو آپدیت کنم ![]()
خوابیده بودی منم فرصت رو غنیمت شمردم
داشتم مینوشتم که یهویی چشاتو باز کردی ![]()
تا دیدی لب تاب روشنه یه ذوقی کردی بلند شدی اومدی سمتش دیگه سینه خیز هم که میری هر چی
میکشیدمت عقب میرفتی جلو من که حریفت نشدم 
اخر سر هم هر چی نوشتم خراب کردی 


اینجا هم نگاه میکنی ببینی کامل خراب شده یا بازم کار میکنه ؟
چیکار کنم ١٠٠دفعه هم خراب کنی دوباره واست مینویسم تا همه خاطرات بچگیت حفظ بشه چند وقت
پیش رفته بودیم خونه نسرین دختر خالم بگذریم از آتیشایی که اونجا سوزوندی ونذاشتی منو وبابایی
شام بخوریم آخه اون موقع وقت خوابت بود اونا تازه شام اورده بودن

خاله نسرین بهت یه لباس خوشگل داد که فرداش تنت کردم رفتیم خونه عزیز

مامانی والنا

اینم النای من با اون لباس خوجلش دوستت دارم هزارتا

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


بدون عنوان
